X
تبلیغات
نماشا
رایتل

زبان انگلیسی

پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1389

برگزیده ترانه های کریس دی برگ به همراه ترجمه

 

The Mirror Of the Soul

Album: The Storyman 2006

Part I

 

Brother, there's a man at the gate, he has something in his hand
He says it fell down from the sky, should I let him in
Maybe it's an omen, maybe it will take away our sin, our sin

'Tis a diamond that he has, the biggest one I've ever seen
And when he holds it in his hand, it's shining like the sun
He says it's from another world, he calls it the mirror of the soul

We must place it on the altar high, send the Devil to the fire
Power over men we'll have when they see it shine, when they see it shine

Brother, fetch the Abbot now, tell him of this wondrous thing
Tell him that we'll have control of all the riches it will bring
When people come to see it, for money we will purify their souls, their souls

With my knife I'll kill this man, I'll send him to the Promised Land
And when we take the diamond, we will have the future in our hands
In our hands

When we place it on the altar high, send the Devil to the fire
Power over men we'll have when they see it shine, when they see it shine

 

آیینه روح

( قسمت اول )

 

برادر، مردی کنار در هست ، چیزی در دست اوست

می گوید که آن از آسمان آمده است

آیا باید بگذارم وارد شود

شاید آن یک نشانه باشد

شاید آن پاک کننده گناهمان باشد

گناهانمان

عجب الماسی! بزرگتر از هرچه تا کنون دیده ام

و هنگامی که آنرا در دست گرفت، همچو خورشید می درخشید

او می گوید که آن از دنیایی دیگر آمده است

و اسمش آیینه روح است

 

ما باید آنرا بر بلندای محراب قرار دهیم تا شیاطین را به روانه آتش کنیم

و مردانمان قدرت خواهند یافت وقتی که آن می درخشد،وقتی که می بینند آن می درخشد

 

برادر،راهب بزرگ را خبر کن و با او در مورد این چیز عجیب صحبت کن

با او در مورد کنترل ثروتی که آن برایمان به ارمغان خواهد آورد صحبت کن

و وقتی که مردم برای دیدن آن خواهند آمد،در عوض دارائیشان ما روحشان را تزکیه خواهیم کرد،روحشانرا

 

با سلاحم این مرد را خواهیم کشت، و او را به سرزمین موعود خواهم فرستاد

و زمانی که آن جواهر گرانبها را بدست آوردیم،آینده در دستانمان خواهد بود

در دستانمان

 

ما آنرا بر بلندای محراب قرار خواهیم داد و شیاطین را جهنم خواهیم فرستاد

و مردانمان قدرت خواهند یافت وقتی که آن می درخشد

 وقتی که آن می درخشد

 

The Mirror Of the Soul

Part II

 

That's how it started, that whole new religion, and people everywhere
Had to give up all their possessions at the Abb� St. Pierre
But with their gold they could buy a redemption, and the promise of
Eternal life
And the centre of it all was a diamond divine
It was up there on the altar high but for the monks it would not shin
So with subterfuge they used the light of the sun, fooling everyon

It was late at night when a young boy was in there with his friends
And they dared him up to the altar, to touch the famous gem
And when he did, the whole place exploded with a great and wonderful lig
And people came from everywhere to see it
When he took it from the altar high, everyone could make it shin
Except the Abbot and his men, for them, no light
They could not make it shine

 

آیینه روح

( قسمت دوم )

 

و اینچنین بود که دین جدیدی متولد شد

و مردم از هر جایی دارائیها یشان را به نزد کشیش Pierre می آوردند

و بوسیله آن می توانستند رستگاری و وعده زندگی ابدی را بخرند

و در مرکز تمام اینها آن الماس جادویی قرار داشت

آن، در آن بالا بر بلندای محراب بود

ولی برای راهبان، دیگر نمی درخشید

پس با نیرنگ و خدعه بوسیله نور خورشید باعث درخشش آن شدند

و همه را فریفتند

دیر هنگام درشب بود که پسری با دوستانش به آنجا رفتند

و آنها به او جرعت دادند که بر بالای محراب رود

تا گوهر گرانبها را لمس کند

زمانی که اواینکار را انجام داد، تمام آنجا با نوری عظیم و شگفت انگیزدرخشید

و مردم از هر جایی برای دیدن آن آمدند

زمانی که او آنرا از بالای محراب پایین آورد

هر کسی میتوانست باعث درخشش آن گردد

بجز راهب اعظم  و همدستانش،زیرا که برای آنان نوری نبود

آنها نمی توانستند باعث درخشش آن شوند

 

The Mirror Of The Soul

 Part III

 

And in the end, many heard the brothers, making confession of the
Things they had done
And the Abbot led that sad procession, as they went through the
Gate past the place where it had begun

And all their dreams of glory, all their schemes and stories
Would come to nothing after all
Because a power greater from the world's creator
Gave us love to light the mirror of the soul
Only love can light the mirror of the soul

All through the world, there are many others, who always follow
Everything they are told
By men with rules and regulations, using old superstitions and
Tales to assume control

But all their dreams of glory, all their schemes and stories
Will come to nothing after all
Because a power greater from the world's creator
Gave us love to light the mirror of the soul
Only love can light the mirror of the soul

They come to nothing after all
Because a power greater from the world's creator
Gave us love to light the mirror of the soul
Only love can light the mirror of the soul

 

آیینه روح

( قسمت سوم)

 

در پایان بسیاری شنیدند که آن برادران

به کارهایی که انجام داده بودند اعتراف نمودند

و راهب اعظم آن گروه مغموم را به دروازه ای که همه چیز

از آنجا شروع شده بود هدایت می کرد

اما تمام رویاهای جاه طلبانشان ، تمام نقشه ها و داستانهایشان  

بر باد رفت

بخاطر قدرتی بالاتر از آفریدگار هستی

که عشق را برای روشن کردن آیینه روح بما داد

تنها عشق می تواند باعث درخشش آینه روح گردد

در طول تاریخ ، بسیاری بوده اند که هر آنچه آنها گفته اند دنبال می کردند

مردانی با قوانین و مقررات برگرفته از

خرافات و افسانه های قدیمی

جهت اتخاذ کنترل

اما تمام رویاهای جاه طلبانشان ، تمام نقشه ها و داستانهایشان

بر باد رفت

بخاطر قدرتی بالاتر از آفریدگار هستی

که عشق را برای روشن کردن آیینه روح بما داد

تنها عشق می تواند باعث درخشش آینه روح گردد

 

 

http://ie.youtube.com/watch?v=7IWowqxKyhE

 

 

 

 

 

 
By My Side
 
It's all right I'm not lost,
I've got a reading on the Southern Cross,
And I've been listening to the radio,
For signs of new life,
Some people find the game too tough,
And there are those who've simply had enough,
But I'm still here and I'm not giving up,
I'm going the distance;
 
Whatever it takes ... I have to fight,
To build a better world ... and make it right,
And when I am alone ... it's late at night,
I reach out and you're right here by my side;
 
When everything has gone,
You help me carry on,
You lift me up, you make me strong,
You give love to see me through,
Oo oo oo what would I do,
Without you by my side,
 
By my side,
 
And out here on the flight,
I'm on a wing and a prayer tonight,
The moon is showing me the way to go,
I'm flying forever.
 
I've got what it takes ... to win the fight,
And build a better world ... and make it right,
But when I am alone ... it's late at night,
I reach out and you're here by my side,
 
When everything has gone,
You help me carry on,
You lift me up, you make me strong,
You give love to see me through,
Oo oo oo what would I do,
Without you by my side,
 
Always you're in my heart,
Always by my side,
Always you're in my life,
Always right here, and I love you now,
Always you're in my world,
Always I think what would I do without you, without you,
By my side,
Always you're in my heart...
And I need you now...

 

 

در کنار من

 

مشکلی نیست ، گم نگشته ام

نشانی تقاطع جنوبی را دارم

و به رادیو گوش داده ام

برای نشانه های زندگی تازه

بعضی ها بازی را سخت دشوار می یابند

و آنان کسانید که دیگر ذله شده اند

اما من هنوز اینجا هستم و تسلیم نگشته ام

و براهم ادامه میدهم

 

هر چه پیش آید ...... میبایست که بجنگم

برای ساختن دنیایی بهتر ........ و درست ساختن آن

و آنگاه که تنهایم .... پاسی از شب گذشته

بیرون میروم و تو را درست در کنار خود میابم

 

وقتی همه چیز پایان گیرد

یاریم میکنی تا ادامه دهم

نیرویم میدهی ، توانمندم می سازی

عشقی بمن می بخشی تا درونم را روشن سازد

آه ، بدون تو در کنارم

چه کنم

 

در کنارم

 

امشب  با بالهایی گشوده و دعا کنان

در پروازم

ماه روشنی بخش راهم میشود

در پرواز ابدیم

 

هر کاری بتوانم میکنم ..... برای پیروزی

برای ساختن دنیایی بهتر..... و درست ساختن آن

و زمانی که تنهایم ..... پاسی از شب گذشته

بیرون میروم و تو را درست در کنار خود میابم

 

وقتی همه چیز پایان گیرد

کمکم میکنی تا ادامه دهم

نیرویم میدهی ، توانمندم میسازی

عشقی بمن میبخشی تا درونم را روشن سازد

آه ، بدون تو در کنارم

چه کنم

 

در کنارم

 

برای همیشه در قلب منی

برای همیشه در کنارم

برای همیشه در زندگیم جاری هستی

همیشه درست  اینجایی و دوستت میدارم

همیشه در دنیایم هستی

در کنار من

همیشه در قلب منی

و اینک بتو نیاز دارم

 

 
 
 
 

 

 
Carry Me
(Like A Fire In Your Heart)
 
 
There is an answer, some day we will know
And you will ask her, why she had to go
We live and die, we laugh and we cry
And you must take away the pain,
Before you can begin to live again
 
So let it start, my friend, let it start
Let the tears come rolling from your heart
And when you need a light in the lonely nights
Carry me like a fire in your heart
Carre me like a fire in your heart
 
There is a river rolling to the sea
You will be with her for all eternity
But we that remain need you here again
So hold her in your memory
And begin to make the shadows disappear
 
Yes let it start, my friend, let it start
Let the love come rolling from your heart
And when you need a light in the lonely nights
Carry me like a fire in your heart
Carry me like a fire in your heart
 
So let it start, my friend, let it start
Let the love come rolling from your heart
And when you need a light in the lonely nights
Carry me like a fire in your heart
Carry me like a fire in your heart
Carry me like a fire in your heart
 

 

 

مرا با خود ببر

 

( همچون شعله ای در قلبت )

 

 

جوابی وجود دارد، روزی خواهیم دانست

و تو از او خواهی پرسید ، که چرا رفت

ما زندگی می کنیم و می میریم ، میخندیم و می گرییم

پس تو باید دردها را از خود دور کنی

قبل از آنکه زندگی را دوباره شروع کنی

 

پس بگذار شروع شود دوست من ، بگذار شروع شود

بگذار که اشکها از قلبت جاری شود

و وقتی به نوری نیاز داشتی ، در شبهای تنهایت

مرا همچون آتشی در قلبت حمل کن

مرا همچون آتشی در قلبت حمل کن

 

رود خانه ای به دریا سرازیر می شود

و تو تا ابد با او خواهی بود

اما ما که بر جا مانده ایم

اینجا به تو نیاز داریم

پس او را در خاطرت نگهدار

و بگذار تا سایه ها ناپدید شوند

 

آری،بگذار شروع شود دوست من ،بگذار شروع شود

بگذار تا اشکها از قلبت جاری شود

و هرگاه به نوری در شبهای تنهایت نیاز داشتی

مرا همچون آتشی در قلبت حمل کن

مرا همچون آتشی در قلبت حمل کن

 

 

 

 
Where We Will Be Going
 
 
I've got every reason to be high
I've got a place in the heaven beyond
I've got dreams to live and I've got love to give
And I know it in my heart and soul
Where we will be going
 
Well I lay me down to the northern sky
I wake up with the light of the sun
And the savage beast will surely die
In the Bethlehem far below
Where we will be going
 
Oh... I've got the gold, and I've got the silver
Oh... and I've got a place to call my own
 
It's a way of living forever
It's a way of living the dream
It's a way of living the whole life
Come down to the river
Come down to the sea
 
I remember footsteps on the moon
After Dallas darkened days
When the whole world seemed to stop and look
And they ask themselves every day
Where are we going?
 
But the Bowman turned and carried on
HAL prepared for childhood's end
And it came out of dark and wintry skies
On a terrible December night
In New York City
 
Oh... hey John! are you out there listening
Oh... way across the universe ?
 
It's a way of living forever
It's a way of living the dream
It's a way of living the whole life
Come down to the river
Come down to the sea
 
Oh ay oh...
Oh ay oh...
Oh ay oh...
Come down to the river
Come down to the sea
 
I've got every reason to be high
I've got a place in the heaven beyond
I've got dreams to live and I've got love to give
And I know it in my heart and soul
Where we will be going
Where we will be going
Where we will be going...

 

 

به کدامین سو رهسپاریم؟

 

 

هر دلیلی را برای در اوج بودن بدست آورده ام

فراسوی بهشت سکنا گزیده ام

رویا هایی برای زیستن و عشقی برای بخشیدن دارم

و با تمام قلب و روحم میدانم

که به کجا رهسپاریم

 

در زیر آسمان شمالی میارامم

و با نور خورشید بیدار میشوم

و آن جانور درنده خو مطمئنا خواهد مرد

در بیت الحم، زیر پای من

 

آه ، مال و دارایی بدست آورده ام

آه ، و جایی بدست آورده ام تا از آن خویش بناممش

 

آن راهیست برای جاودانه زیستن

آن راهیست برای خیزش رویاها

آن راهیست برای عمری زیستن

به رودخانه سرازیر شو

بسوی دریا

 

ردپای انسان بروی ماه را بیاد میاورم

پس از روزهای سیاه دالاس

زمانی که دنیا از حرکت باز ایستاده بود و نظاره میکرد

و آنها هر روز از خود میپرسیدند

به کدامین سو رهسپاریم

 

اما تیر انداز بازگشت و به راهش ادامه داد

و هال برای پایان کودکی آماده شد

در شبی هولناک در ماه دسامبر

در شهر نیویورک

 

آه جان ، آیا صدای مرا میشنوی؟

بر فراز کهکشانها!؟

آن راهیست برای جاودانه زیستن

آن راهیست برای خیزش رویاها

آن راهیست برای عمری زیستن

به رودخانه سرازیر شو

بسوی دریا

 

به رودخانه سرازیر شو

بسوی دریا سرازیر شو

 

هر دلیلی را برای در اوج بودن بدست آورده ام

فراسوی بهشت سکنا گزیده ام

رویا هایی برای زیستن و عشقی برای بخشیدن دارم

و با تمام قلب و روحم میدانم

که به کدامین سو رهسپاریم

به کدامین سو رهسپاریم

به کدامین سو رهسپاریم

 

 

این آهنگ پر از استعاره هایی است که به بعضی از آنها اشاره میکنم:

Savage beast  در جمله" And that savage beast will surely die" اشاره به خشونت مناطق اشغالی است

منظور از Dallas darkened days ( روزهای سیاه دالاس ): ترور جان اف کندی است

Hal prepared for childhood's end: منظور از هال در این جمله کامپیوتر هوشمندیست که در فیلم ادیسه فضایی 2001 وجود داشت

"hey John! Are you out there listening منظور از جان در این جمله، جان لنون خواننده گروه بیتل می باشد

 

 

 

 

In Your Eyes
 
  
Some people fall in love
In rooms that are so dark.
They can't see where they are going
And they lose their hearts.
But when I saw your face,
It was a light so strong!
I could feel a long night coming on...!
 
In your eyes...!
In your eyes...!
 
And I saw driving down to the river;
Laughing in the rain;
Dancing out in the moonlight;
Papers in bed!
And I saw your delights as a lover
Until the break of day!
And oh... every time I look
It's you and me together... in your eyes.
 
Some people say that time changes everything.
With love there's no way of knowing
What the world may bring.
But I don't mind at all, because it's you and me!
And all I've ever wanted, I can see...
 
In your eyes...!
In your eyes...!
 
And we are driving down to the river;
Laughing in the rain;
Dancing out in the moonlight;
Papers in bed.
And I feel your delights as a lover
Until the break of day!
Oh and every time I look
It's you and me together in your eyes!
 
In your eyes...!
In your eyes...!
 
And I feel your delights as a lover
Until the break of day!
And oh every time I look
It's you and me forever... in your eyes!
 
In your eyes...!
In your eyes...!
 
Driving down to the river
Your delights as a lover
Dancing out in the moonlight
 
 

در چشمان تو

 

 

بعضی با چشم بسته به دام عشق می افتند

نمی دانند چه بر سرشان می آید

و دل می بازند

اما آنهنگام که روی تو را را دیدم، پرفروغ و درخشان بود

و میتوانستم ببینم که شبی طولانی در پیش است

 

در چشمان تو، در چشمان تو

 

و نگریستم که بسوی رودخانه سرازیر میشوی

زیر باران خنده سر میدهی

در مهتاب میرقصی

سبکبال در بستر می آرامی

و من عاشقانه سرخوشی ات را نظاره میکنم

تا دمیدن صبح

و آه ... هر زمان که نظاره میکنم

خود و تو را با هم

در چشمانت میبینم

 

برخی می گویند که زمان همه چیز را دگرگون می کند

با وجود عشق نمیتوان فهمید

چه بر سرت می آید

اما برایم اهمیتی ندارد ، چرا که با تو هستم

و همه آنچه را که میخواستم را میتوانم ببینم

 

در چشمان تو ، در چشمان تو

 

 
و بسوی رودخانه سرازیر میشویم
در زیر باران خنده سر میدهیم
در نور مهتاب میرقصیم
سبکبال در بستر می آرامیم
و من عاشقانه سرخوشیت را حس میکنم
تا طلوع سپیده دم
آه هرزمان که می نگرم
خود و تو را در چشمانت میبینم
 
در چشمان تو،در چشمان تو
 

 

سرخوشیت را همچو عاشقی نظاره میکنم

تا طلوع صبحگاهان

و آه هر زمان که مینگرم

خود و تو را جاودانه در چشمانت میبینم

 

در چشمان تو ، در چشمان تو

 

بسوی رودخانه سرازیر میشویم

همچو عاشقی میدرخشی

در نور مهتاب میرقصیم

 

در چشمان تو

 

 

 

 

In a Country Churchyard

(Let Your Love Shine On)

 

In a country churchyard there's a preacher with his people

Gathered all around to join a man and woman

Spring is here and turtle doves are singing from the steeple

Bees are in the flowers, growing in the graveyard

And over the hill, where the river meets the mill

A lovely girl is coming down

To give her hand upon her wedding day

 

Dressed in simple white and wearing flowers in her hair

Music as she walks slowly to the altar

And picking up his Bible then the Preacher turns towards her

"Will you take this man to be your wedded husband

to honour and love in the eyes of god above

Now let the peoble sing with me

These words to live forever in your heart...

 

Let your love shine on

For we are the stars in the sky

Let your love shine strong

Until the day you fly away"

 

Many years have fallen on that golden country morning

The graveyard's overgrown, the church lies in ruins

Ivy on the walls and ravens wheeling round above me

As I made my way towards the last remaining headstone

I fell to my knees, read the lines beneath the leaves

And suddenly it seemed to me

I heard the words like singing in the trees...

 

Let your love shine on

For we are the stars in the sky

Let your love shine strong

Until the day you fly...

Let your love shine on

For we are the stars in the sky

Let your love shine strong

Until the day you fly...

Fly away...

 

 

 

بگذار تا عشقت بدرخشد

 

 

در صحن کلیسای جامع

واعظی با شنوندگانش

برای ازدواج مرد و زنی گرد هم آمده اند

بهار رسیده  و کبوترها بر فراز برج کلیسا میخوانند

زنبورها برگلهایی که در آرامگاه روییده اند نشسته اند

و بر فراز تپه

آنجا که رودخانه به آسیاب میریزد

دختری دوست داشتنی پایین می آید

تا در روز عروسیش دست در دست دیگری بگذارد

 

در لباس سپید عروسی

گلهایی بر موهایش نشسته است

همراه با نواخته شدن موسیقی آرام بسوی محراب قدم برمی دارد

و واعظ انجیلش را بر می دارد و بسوی او برمیگردد

آیا این مرد را به همسری برخواهی گزید؟

تا با عشق و شرافت در زیر سایه خداوند زندگی کنید

پس بگذار همه با من این را کلمات را بخوانند

تا برای همیشه در قلبتان جاودانه بمانند

 

بگذار تا عشقت بدرخشد

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

بگذار عشقت پرفروغ بدرخشد

تا روزی که پر بگشایی

 

سالها از آن صبح طلایی کلیسا می گذرد

گیاهان در آرامگاه انبوه شده اند و کلیسا رو به خرابی میرود

پیچکها بر دیوارها روییده اند و کلاغها بر فراز سرم میگردند

آنگاه بسوی آخرین سنگ باقیمانده آرامگاه قدم بر میدارم

زانو میزنم تا از لابلای برگها نوشته های روی سنگ را بخوانم

اما ناگهان چنین بنظرم می آید

که این نوا را از میان درختان میشنوم

 

بگذار عشقت بدرخشد

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

بگذار عشقت پرفروغ بدرخشد

تا روزی که پر بگشایی

 

بگذار عشقت بدرخشد

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

بگذار عشقت پرفروغ بدرخشد

تا روزی که پر بگشایی

به دور دستها

 

 

 

 

There's Room In This Heart
Tonight
 
 
From:Timing Is Everything
 
How many times can I look in your eyes
And say I have nothing to give
And how many more times must I wake in the night
With dreams of the way that you live?
 
Well I can hear you crying in silence
I can see you, lost in the dark
And I am near you, turn to me now
There's room in this heart tonight
 
So many people all over the world
Are living in pain and despair
And so many reach out for the hand that can help
Still calling to nobody there
 
Well I can hear you, crying in silence
I can see you lost in the dark
And I am near you, turn to me now
There's room in this heart tonight
 
There is a part of everyone
That cannot see and cannot hear, because we don't want to know
But somewhere there's a bigger heart
that's reaching out for all of us, a place to go
 
There are so many in life who need a helping hand
Somebody who can heal the pain
 
Yes I can hear you, crying in silence
I can see you, you're lost in the dark
And I am near you, turn to me now
There's room in this heart tonight
There's room in this heart tonight
There's room in this heart tonight

 

 

امشب دریچه ای در این قلب وجود دارد

 

تا کی میتوانم به چشمانت بنگرم

و بگویم که چیزی برای بخشیدن ندارم

 چند بار باید در طول شب بیدار شوم

در رویای راهی که زندگی کردی؟

 

ولی من میتوان آوای گریستنت را در سکوت بشنوم

میتوان ببینم که در ظلمت گمگشته ای

من نزدیک تو هستم، اکنون بسویم بازگرد

امشب دریچه ای در این قلب وجود دارد

 

بسیاری ازمردم در سراسر جهان وجود دارند

که در رنج و نا امیدی بسر میبرند

و بسیاری حتی از موهبت دستی برای یاری رساندن نیز محرومند

و همچنان در جستجوی کسی که وجود ندارد

 

ولی من میتوانم آوای گریستن ترا در سکوت بشنوم

و میتوانم ببینم که در میان ظلمت گم گشته ای

من نزدیک تو هستم ، کنون بسویم بازگرد

امشب دریچه ای در این قلب وجود دارد

 

بخشی در وجود هر کسی وجود دارد

که نمیتواند دیده یا شنیده شود

چراکه ما نمیخواهیم که بدانیم

اما جایی قلبی بزرگتر وجود دارد

و آن دور از دسترس همه ماست

جایی برای رفتن

 

بسیاری در زندگی وجود دارند

که نیازمند دستی برای کمک هستند

کسی که بتواند التیام بخش دردها باشد

 

آری میتوانم آوای گریستن ترا در سکوت بشنوم

میتوانم ببینم که در میان سکوت گم گشته ای

من نزدیکت هستم ، کنون بسویم بازگرد

 

امشب دریچه ای در این قلب وجود دارد

امشب دریچه ای در این قلب وجود دارد

امشب دریچه ای در این قلب وجود دارد

 

 

 

 

The Words �I Love You�

 

 

عبارت "دوستت دارم"

There are those who think that love comes with a lifetime guarantee,

هستند کسانی که فکر می کنند عشق به اندازه ی یک عمر ضمانت دارد،

But we know from those around us that this may not always be,

ولی ما، با توجه به اطرافیانمان، می دانیم که این چیزی نیست که همیشه ماندگار باشد،

It�s the simple things that come between a father and a son,

این، همان چیز های ساده ای است که میان یک پدر و پسر اتفاق می افتد،

But when they try to talk, the knives are out before they have begun;

اما هنگامی که آنها سعی در صحبت کردن دارند، پیش از شروع، چاقو ها بیرون اند،

Well, that was me, and I have seen the light that shines for eternity,

خب، این من بودم؛ و من نوری را که تا ابد می درخشد دیده ام،

Because I learned to say the words �I love you�;

چرا که گفتن عبارت "دوستت دارم" را آموختم؛

So many hearts have been broken by the lies of history,

قلبهای بسیاری با دروغ های تاریخ شکسته اند،

And so many arms are steel open for that final mystery,

و بازوان بسیاری هنوز در انتظار آخرین راز، گشوده اند،

We must show respect for all the rest and what a man believes,

ما باید برای دیگران و آنچه که یک انسان باور دارد، احترام قائل شویم،

And the one who died upon the cross, well he is the one for me;

و آن که بر روی صلیب درگذشت، برای من یگانه است،

And he said: �Come with me, and you will see the light that shines for eternity,

و او گفت:" با من بیا و تو نوری را که تا ابد می درخشد، خواهی دید،

Be strong and learn to say the words �I love you�;

قوی باش و گفتن عبارت "دوستت دارم" را یاد بگیر،

And this endless road that we are on, just keeps on going round,

و این جاده ی بی پایان که ما در آن هستیم، هموراه به چرخیدن ادامه می دهد،

But there�s one destination that always is here to be found,

اما همیشه تنها یک سرنوشت است که باید پیدا شود،

So come with me, and you will se the light that shines for eternity,

پس با من بیا و تو نوری را که تا ابد می درخشد، خواهی دید،

Be strong and learn to say the words �I love You�

قوی باش و گفتن عبارت "دوستت دارم" را یاد بگیر،

Be strong and learn to say the words �I love you�,

قوی باش و گفتن عبارت "دوستت دارم" را یاد بگیر،

The words �I love you�,

عبارت "دوستت دارم" را،

The words �I love you�,

عبارت "عبارت دوستت دارم" را،

The words �I love you�.

عبارت "دوستت دارم"....

 

 

The Rivers Of Abraham

 

رودهای ابراهیم

 

He walked alone up a rocky road

 

او به تنهایی تا بالای جاده ی سنگی قدم زد

 

To find the place, to read the stone

 

تا مکانی را پیدا کند، تا بروی سنگ را بخواند

 

And bring the word back, from the top of the mountain

 

و پیغام را از بالای کوه بیاورد

 

Where it would be

 

به جایی که می خواست باشد

 

The lightning struck and the thunder roared, as he lifted it up

 

در حالی که او آن را بالا می برد، رعد و برق می زد و آسمان غرش می کرد

 

In the name of the Lord

 

به نام خدا

 

And many waited for the new revelation

 

و خیلی ها منتظر وحی نو بودند

 

They are ready to go, they�re going home

 

آن ها آماده ی رفتن اند، دارند به خانه می روند

 

And the rivers of Abraham are running free

 

و رود های ابراهیم آزادانه درحال جاری شدن اند

 

With the dawn of a waking man and destiny

 

با طلوع یک مرد بیدار؛ و تقدیر

 

To the garden of Eden and Paradise

 

به طرف باغ عدن و بهشت

 

We will never be broken and we will never die

 

هرگز در هم نخواهیم شکست؛ و هرگز نخواهیم مرد

 

We cross the bridge to the silver bird

 

ما به طرف پرنده ی نقره فام از پل می گذریم

 

And say goodbye to the ones that we love

 

و با کسانی که دوستشان داریم، وداع می کنیم

 

No skies or oceans in the place we are going

 

در جایی که به آن می رویم، هیچ آسمان یا اقیانوسی نیست

 

Like seeds on the wind

 

همچون دانه هایی در باد

 

The time has come, we shut the door

 

وقتش رسیده، ما در را می بندیم

 

We are ready to go, in the name of the Lord

 

با نام خدا، آماده ی رفتنیم

 

A world is waiting for the new destination

 

یک دنیا در انتظار سرنوشت جدید است

 

We are ready to go, we�re going home

 

ما آماده ی رفتنیم، داریم به خانه می رویم

 

And the rivers of Abraham are running free

 

و رود های ابراهیم آزادانه در حال جاری شدن اند

 

With the dawn of a waking man and destiny

 

با طلوع مردی بیدار؛ و تقدیر

 

To the garden of Eden and Paradise

 

به طرف باغ عدن و بهشت

 

We will never be broken, and we will never die

 

هرگز در هم نخواهیم شکست؛ و هرگز نخواهیم مرد

 

And the rivers of Abraham are running free

 

و رود های ابراهیم آزادانه در حال جاری شدن اند

 

With the dawn of a waking man and destiny

 

با طلوع مردی بیدار؛ و تقدیر

 

To the garden of Eden and Paradise

 

به طرف باغ عدن و بهشت

 

We will never be broken, and we will never die

 

هرگز در هم نخواهیم شکست؛ و هرگز نخواهیم مرد

 

And the rivers of Abraham are running free

 

و رود های ابراهیم آزادانه در حال جاری شدن اند

 

We will never be broken, and we will never die

 

هرگز در هم نخواهیم شکست؛ و هرگز نخواهیم مرد

 

ترجمه: دوست خوبمون خورشید

 

http://cloob.com/name/kh_sepidar

 

 

 

When I Think Of You

 

From Quiet Revolution

 

There is something on my mind

and I'm losing concentration

And I feel it everytime

that you are near me.

I could tell you all about

your picture at my bedside

I should call you sometime

and talk it over

 

'Cos I get a kick inside

and I feel a tingle too

It just comes from time to time

And it only happens

 

When I think of You, sleeping

when I'm dreaming, when I wake up

when I think of you, walking

when I'm talking

when I look up,

when I think of

 

You take me away to a land of mass confusion

And I don't know what to say

when I am near you

I could stand here all day long

just staring at your window

But I have so much to do

that's so important

Then I get a kick inside, and I feel a tingle too

It just comes from time to time

And it only happens

 

When I think of You, sleeping

when I'm dreaming, when I wake up

When I think of you, walking

when I'm talking, when I look up

when I think of

 

You may get the feeling that I'm dancing on the ceiling

When I get a kick inside, and my head is spinning too

It just comes from time to time

And it only happens

 

When I think of You, sleeping

when I'm dreaming, when I wake up

When I think of you

when I whisper to your picture, when I kiss it

when I think of you

 

When I think of you, when I'm dreaming

we're together, on my sofa

When I think of you

when I'm wishing that we're kissing, when we're dancing

When I think of you

 

 

 

 

زمانی که بتو فکر می کنم

 

چیزی در ذهنم است

و تمرکزم را از دست داده ام

و آنرا هر بار که در کنارم هستی

احساس می کنم

من میتوانستم بتو در باره همه چیز بگویم

درباره عکست درکنارم

می بایست ترا صدا می زدم

و همه چیز را می گفتم

 

چرا که ضربه ای را در درون احساس میکنم

و همچنین تلنگری را

که مدام و مدام تکرار می شود

و آن فقط زمانی اتفاق میافتد که

 

بتو فکر می کنم که آرمیده ای

زمانی که خواب میبینم ،زمانی که برمی خیزم

زمانی که بتو فکر می کنم ، که قدم میزنی

زمانی که حرف میزنم

زمانی که می نگرم

زمانی که بتو فکر می کنم

 

تو مرا به دنیای بزرگ سرگشتگی میبری

و نمیدانم که چه بگویم

زمانی که در کنارت هستم

 

میتوانستم تمام روز را در اینجا بایستم

و به پنجره ات بنگرم

اما کارهای زیادی برای انجام دادن دارم

که خیلی مهم هستند

آنگاه ضربه ای را از درون احساس میکنم

و تلنگری را

آن مدام و مدام تکرار میشود

و تنها زمانی روی میدهد

 

که بتو فکر میکنم که آرمیده ای

زمانی که رویا میبینم ، زمانی که برمی خیزم

زمانی که بتو فکر میکنم، که قدم میزنی

زمانی که حرف میزنم

زمانی که می نگرم

زمانی که بتو فکر میکنم

 

تو ممکن است اینطور احساس کنی که من در حال رقصیدن بروی بام هستم

زمانی که ضربه ای را از درون احساس میکنم و سرم گیج می رود

آن مدام و مدام تکرار میشود

و تنها هنگامی رخ میدهد که

 

بتو فکر میکنم، که آرمیده ای

زمانی که می خوابم ، زمانی که بیدار میشوم

زمانی که بتو فکر میکنم

زمانی که با عکست نجوا میکنم، زمانی که آنرا میبوسم

زمانی که بتو فکر میکنم

 

زمانی که بتو فکر می کنم ، زمانی که رویا میبینم

که بروی مبل و در کنارم نشسته ای

زمانی که بتو فکر میکنم

و در آرزویم ترا میبوسم

و با تو میرقصم

زمانی که بتو فکر می کنم

 

 

  

کریس دی برگ این آهنگ را 9 سال پیش از فروپاشی دیوار برلین سرود.

 

The Getaway
 
The moon is on the bright side
But we've thought of everything
Send the word to the prisoners
Tonight, we getaway
 
When you hear signs of confusion
Come drifting through the door
Get your belongings together
Don't leave nothing behind
 
And hey boys tonight we getaway
To the other side
Head for the wall and getaway
 
We're sick and tired of hearing
That the world is gonna blow
So there's something we'll do to the leaders
Before we go
 
Let's stick 'em in a room together - Yeah!! 
And make them fight it out
Until they see nothing from nothing
Will leave nothing at all
 
And hey boys tonight we getaway
To the other side
Head for the wall and getaway
 
Open the door - open the door - let me out - I wanna go
 
Das ist auch unsere Welt
This is our world too
Oui c'est notre monde aussi
 
Hey boys tonight we getaway
To the other side
Head for the wall and getaway
 
"We'll give you anything you say"
 
Hey boys tonight we getaway
To the other side
Head for the wall and getaway
 
"We'll miss you more than we can say"

 

 

 

گریز

 

قرص ماه کامل است

ولی ما فکر همه چیز را کرده ایم

این پیام را برای زندانیان بفرست

ما امشب فرار خواهیم کرد

 

و هنگامی که صدای نواخته شدن ضربه ای

سراسیمه را بر در شنیدید

تمام وسایلتان را جمع کنید

و چیزی را بر جای نگذارید

 

هی بچه ها ما امشب خواهیم گریخت

بسوی دیگردیوار

بسوی دیوار پیش بروید و فرار کنید

 

ما خسته و رنجور گشته ایم

از بس که شنیدیم دنیا در حال نابودی است

پس باید کاری در حق سران انجام بدهیم

قبل از این که برویم

 

بگذارآنها را در یک اطاق جمعشان کنیم، بله

و بجان هم بیندازیمشان

و اوضاعشان را درهم و برهم کنیم

کار دیگری بافی نمانده است

 

هی بچه ها ما امشب فرار می کنیم

به آن سوی دیوار

به سمت دیوار به پیش بروید و فرار کنید

 

در را باز کن ، در را باز کن، بگذار بروم ، می خواهم که بروم

 

این دنیای ما نیز هست (آلمانی)

این دنیای ما نیز هست (انگلیسی)

این دنیای ما نیز هست (فرانسه)

 

 

هی بچه ها ما امشب خواهیم گریخت

بسوی دیگر

بسوی دیوار به پیش بروید و بگریزید

 

هرچه بخواهید بشما خواهیم بخشید

 

هی بچه ها ما امشب خواهیم گریخت

بسوی دیگر

بسوی دیوار به پیش بروید و فرار کنید

 

دلمان برایتان تنگ خواهد شد بیش از آنکه که قادر به گفتنش باشیم

 

 

 

 

 

The Son and The Father
From:This Way Up
 
I was walking down that road
 to the place that was my home
And the memories of a life go on forever
Here's the village
 here's the sea and here's the place where it began
When I found myself in the arms of Lady Madonna
 
And then I listen for those footsteps
 coming down the hall
A father to his young boy, who was hurting from a fall
You must have heard me crying
 you must have dried my tears
But you know, I just can't remember
 just can't remember
The son and the father
 the son and the father
 
Now I'm walking with my boy 
through the place that is our home
And the memories of his life ,are growing forever
And I'm looking through his eyes
 at all the wonders of the world
Then hand in hand we will make
 this journey together
And we will talk of men and pirates
 and heroes in the dark
I will tell him of the hungers
 and the mysteries of the heart
And I will always hear you crying
 I will always dry your tears
 
And I pray you'll always remember
 always forever
 
The son and the father
 the son and the father

 

پدر و پسر

 

بر جاده ای قدم می زدم ، بسوی مکانی که زمانی خانه ام بود

و خاطرات زندگی جاودانه به پیش می روند

اینجا روستاست

دریا و جایی که همه چیز آغاز شد

آنگاه که خود را در پناه مریم مقدس یافتم

 

صدای پایی را شنیدم که از سرسرا بپایین می آمد

صدای پای پدری بسوی پسرش، که از افتادنی صدمه دیده بود

تو باید گریه ام را شنیده باشی، باید اشکهایم را پاک کرده باشی

اما میدانی، من اکنون نمیتوانم بیاد بیاورم، نمی توانم بیاد بیاورم

آن پدر و پسر را، آن پدر و پسر را

 

اکنون با پسرم در جایی که خانه مان است قدم میزنم

و خاطرات زندگیش تا ابد در حال شکل گرفتن است

و من از میان چشمانش بتمام شگفتی های جهان می نگرم

و دست در دست هم پا در این سفرخواهیم گذاشت

ما از مردان و دزدان دریایی سخن خواهیم گفت ،

و از قهرمانانی در تاریکیها

به او از بی قراری ها و رازهای دل خواهم گفت

و من همیشه صدای گریه ات را خواهم شنید

 همیشه اشکهایت را پاک خواهم کرد

 

و آرزو میکنم که تا همیشه بیاد داشته باشی

 همیشه بیاد داشته باشی

این پدر و پسر را

 این پدر و پسر را