X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زبان انگلیسی

پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1389

انریکو be with you

Monday night I feel so low
Count the hours they go so slow
I know the sound of your voice
Can save my soul
City lights, streets of gold

Look out my window to the world below
Moves so fast and it feels so cold
And I'm all alone

Don't let me die
I'm losing my mind
Baby just give me a sing

And now that you're gone
I just wanna be with you
And I can't go on
I wanna be with you
Wanna be with you

I can't sleep and I'm up all night
Through these tears I try to smile
I know the touch of your hand
Can save my life

Don't let me down
Come to me now
I got to be with you some how

[Repeat Chorus]

And now that you're gone
Who am I without you now
I can't go on
I just wanna be with you

 

 

ترجمه

 

* دوشنبه شب من کمبودی رو در خودم حس کردم.

ساعت ها و لحظه ها به کندی سپری میشدند.

ولی من زنگ صدای تو رو هنوز در خاطرم دارم.

روح من رو نجات بده.

چراغ های شهر ؛ خیابان هایی از طلا(بواسطه ی روشنایی چراغ ها)

 

* به دیدگاه من به عرش دنیا بنگر

که به سرعت و با سردی کرخت کننده ای حرکت می کنه.

و من هنوز تنهایم.

 

* نگذار من بمیرم.

من دارم خودمو گم می کنم.

فقط به من یک اشاره بکن.

 

* حالا تو رفتی.

فقط می خوام با باشم.

دیگه نمی تونم ادامه بدم.

می خوام با تو باشم.

با تو.

 

* من نمی تونم بخوابم و همه ی شب ها بیدارم.

در طی این سختی ها و از هم گسستگی ها فقط سعی می کردم به آنها لبخندی بزنم.

ولی من لمس و جنس دستان تو رو هنوز در خاطر دارم.

می تونی زندگی منو نجات بدی.

 

* نذار سقوط کنم.

پیش من بیا.

من می خواستم هرجور شده با تو باشم.

 

(تکرار همخوانان)

 

* و حالا تو رفتی.

من بی تو کی هستم؟

من دیگه نمی تونم ادامه بدم.

فقط می خوام با تو باشم.

 

(تکرار همخوانان)